کد مطلب: 59084
از شبکه‌هاي اجتماعي نترسيم
تاریخ انتشار : 1395/10/17 20:46:59
نمایش : 102
يک جامعه شناس گفت: طبعا شبکه هاي اجتماعي و فضاي مجازي چون تجربه هاي تازه اي هستند ممکن است با برخي بي مهارتي ها باعث بروز مشکلات به ويژه براي گروه هاي سني خاص هم بشوند. اما نبايد ترسيد.
به گزارش مشکات برين امروز دنياي مجازي جزئي از واقعيت هاي مهم زندگي روزمره همه ما شده است. گذراندن ساعاتي در اين فضا و تعاملات مجازي دنياي متفاوتي را براي شهروندان امروزي رقم شده است. دنيايي که دنباله هايي آن در زندگي واقعي تاثير چشمگيري دارند. اين تعاملات را اما با چند عينک مي توان ديد. عينک سياهي که فضاي مجازي را در قالب تهديدي براي هر آنچه خوبي است مي بيند و عينک شفافتري که از تاثيرگذاري هاي مثبتي که شبکه هاي اجتماعي در دنياي امروزي دارند بي تفاوت عبور نمي کند.

براي بررسي بيشتر تاثيرات شبکه هاي اجتماعي بر سبک زندگي ايرانيان با دکتر سعيد معيدفر جامعه شناس و استاد دانشگاه گفت وگو شده که در پي مي آيد:

*شبکه هاي اجتماعي را هرگونه ببينيم حضور بيش از نيمي از ايرانيان در حداقل يکي از شبکه هاي اجتماعي گوياي نقشي است که اين شبکه ها در زندگي امروزي دارند و بيانگر تغييراتي که مي توانند در سبک زندگي هر فرد ايجاد کنند. تغييراتي که در ميان تصميم گيران و مسوولان فرهنگي ايران عموما با ديد منفي نگريسته شده است. شما اين تغييرات را چگونه ارزيابي مي کنيد؟

معيدفر: هر سال تعداد زيادي از افراد در تصادفات رانندگي کشته مي شوند وحدود 50ميليون زخمي و معلول در سراسر جهان برجا مي گذارد. اين آمارها در کشور ما نيز کم نيست اما آيا مي توان به اين دليل که تعداد تلفات توسط خودروهاا بالاست، اتومبيل را يک آلت قتاله دانست و استفاده از ان را ممنوع کرد؟ و يا چاقو و کارد در همه خانه ها وجود دارد. برخي از چاقو براي اقدامات خشن و يا قتل استفاده مي کنند اما آيا مي توان ساخت و استفاده از چاقو را به هر نحو ممنوع کرد؟ فناوري هاي جديد ارتباطي نيز در دنيا به همين صورت است. کتاب بد هم مي تواند باعث ايجاد انحرافات و مشکلاتي براي فرد شود اما صرف اينکه فکر کنيم يک ابزار يا رسانه به دليل مشکلاتي که مي تواند به وجود آورد نبايد مورد استفاده قرار گيرد و آن را يک تهديد دانست، بسيار نامعقول است. هميشه انسان ها مي توانند از هر چيزي استفاده خوب يا منفي کنند. بنابراين نمي توان همه را از اين فرصت ها و امکانات بازداشت.

*چه دلايلي باعث چنين استقبالي از شبکه هاي اجتماعي در ايران شده است؟

معيدفر: شبکه هاي اجتماعي امروز اهميت زيادي در دنيا پيدا کردند و اين موضوع در ايران بيشتر به چشم مي خورد زيرا ما دچار مشکلات جدي در عرصه عمومي هستيم و نتوانستيم فرصتي براي تعامل چهره به چهره افراد جامعه فراهم کنيم. محل کار ما، خيابان هاي ما و مدارس ما هيچ کدام محل هايي براي زندگي افراد در کنار هم و با هم نيست. عرصه هاي تعامل در جامعه ما بسيار محدود و بسته است که يکي از دلايل آن سياستگذاري هاي خاصي است که دولتمردان پياده کردند و کمتر به فعاليت هاي جدي گروهي، جمعي و اجتماعي اجازه مي دهند و تشکل ها با هزار گونه مسائل امنيتي و مانند آن روبرو هستند. در کشور ما حتي در مراکز کارگري و اداري تشکل صنفي وجود ندارد. اين خلاء بسيار جدي در بيرون باعث اقبال جدي جامعه ما به شبکه هاي اجتماعي مجازي شده است. انواع و اقسام گروه ها از گروه هاي خانوادگي، دوستي، دانشگاهي و فرهنگي گرفته تا حتي گروه هاي گسترده بين المللي که افرادي را از مناطق مختلف دنيا بر سر هدف يا موضوع خاصي دور هم جمع مي کنند و يا کمپين هايي که در اين فضا شکل گرفته است.

* از زمان شکل گيري اولين شبکه هاي اجتماعي همواره نگراني هاي زيادي در بين مسوولان مختلف کشور نسبت به اين شبکه هاي وجود داشته که در مواقعي هم باعث فيلترينگ و برخورد با اين شبکه ها شده است. اين نگراني ها از چه مسائلي نشات مي گيرد؟

معيدفر: بله اين شبکه هاي اجتماعي در واقع فرصت هاي بسيار زيادي به ويژه براي جامعه ما فراهم کرده که در خلاء ارتباطي قرار دارد. همين موضوع باعث ايجاد نگراني براي دولتمردان شده است که چرا با وجود بستن فضاي بيروني،، در فضاي مجازي مردم باهم مرتبط شدند. بنابراين بايد اين فضا نيز بسته شود. زيرا اين تصور وجود دارد که هر نوع ارتباطي بين افراد جامعه مي تواند براي دولتمردان خطرناک باشد. البته ترس و وحشت دولتمردان ما براي ايجاد ارتباط بين افراد جامعه مربوط به امروز و ديروز نيست. اين نگراني در صد و چند سال گذشته وجود داشته است. اين درست است که گاهي اوقات ممکن است اين با هم بودن ها منفي باشد. اراذل و اوباش هم ممکن است گاهي وقت ها دور هم جمع شوند و کارهايي بکنند. برخي گروه هاي افراطي که در منطقه ما وجود دارند از طريق همين شبکه هاي اجتماعي کارهاي غير انساني خود را پيش مي برند. اما وقتي ما مقايسه مي کنيم که در جامعه ما تشکيل اين گروه هاي اجتماعي در فضاي مجازي به چه شکل است و امنيت کشور ما نسبت به همه منطقه چقدر بالاست متوجه مي شويم که اين نگراني ها چندان منطقي نيست. در اين شبکه ها، فضاي نقد، انتقاد و صحبت راجع به منافع ملي زياد است. همانطور که مي دانيم از طريق همين شبکه ها برخي از فسادهاي موجود کشف شده و باعث بي اعتباري برخي از دولتمردان هم شده است. حال چون ابروي عده اي از خلافکاران رفته بايد جلوي اين شبکه ها گرفته شود و يا اينکه برعکس قبول کنيم که يکي از راه هاي مبارزه با فساد، رانت و انواع و اقسام سوءاستفاده از موقعيت و قدرت همين شبکه هاي اجتماعي هستند. اين واقعيت است که شبکه هاي اجتماعي حساسند، بلافاصله خبرهاي موجود را نشر مي دهند و بر سر آن گفتگو مي کنند. اين نه تنها نقمت نيست بلکه يک نعمت است. زيرا جامعه به اين ترتيب پاک مي شود. حتي دولتمردان ما هم از لوث پليدي هايي که بعضا اتفاق مي افتد پاک مي شوند. بنابراين بايد اين شبکه ها را يک فرصت دانست. ضمن اينکه در کنار اين موضوع، اين شبکه ها باعث بر هم افزايي دانش، اطلاعات و حتي ايجاد زمينه براي با هم بودن در فضاي واقعي مي شوند. بسياري از انجمن هاي علمي و ساير انجمن هايي که اجازه فعاليت پيدا کردند، ديگر مباحث خود را صرفا محدود به حضور واقعي در کنار يکديگر نمي کنند. زيرا فضاي مجازي و شبکه هاي اجتماعي اين امکان را براي آنها فراهم کرده که در هر شرايطي امکان مباحثه داشته باشند.

*آيا اين شبکه ها توانسته اند بر حس مسووليت پذيري افراد در قبال جامعه خود نيز تاثيرگذار باشند؟

معيدفر: بله؛ اتفاقا در فضاي فعلي که احساس مسوووليت اجتماعي در ميان مردم به دليل جلوگيري از ابراز وجود آنها به حداقل رسيده است فرصت هايي از طريق ايجاد کمپين هاي مختلف در فضاي مجازي براي مردم به وجود آمد که براي بهتر زيستن با هم همکاري کنند. کمپين هايي که در همين شبکه هاي اجتماعي براي حفظ محيط زيست يا ساير مشکلات جامعه شکل گرفته به افزايش حس مسووليت اجتماعي در ميان مردم کمک کرده است. البته هنوز راه هاي نرفته زيادي داريم و اين کمپين ها آنقدر که بايد گسترده نشده است اما اميدهايي را براي بهزيستي و احساس مسووليت اجتماعي نسبت به جامعه، محيط زيست و سرنوشت همديگر به وجود آورده است که نعمت بزرگي است. البته طبيعي است که در شروع چنين فعاليت هاي جمعي و اجتماعي بعضي اتفاقات ناخوشايند هم رخ دهد. مانند کسي که تازه پشت فرمان اتومبيل نشسته و در حال تجربه اندوزي است. چنين فردي ممکن است تصادفات جزئي داشته باشد اما اينها باعث مهارت بيشتر فرد مي شود.

*شبکه هاي اجتماعي تا چه حد مي توانند به مشارکت جمعي افراد جامعه در فضاي واقعي منجر شوند؟

معيدفر: شبکه هاي اجتماعي در سال هاي گذشته در مواردي که نياز به حضور مردم در فضاي واقعي بوده تاثيرگذاري خود را به رخ کشيدند. در موارد متعددي مانند انتخابات گذشته شاهد تاثيرگذاري شبکه هاي اجتماعي و فضاي مجازيي بوديم. اين شبکه هاي نقش پررنگي در مواقعي مانند انتخابات دارند. زيرا بدون ترديد بين فضاي مجازي و فضاي واقعي نوعي رابطه تعاملي وجود داردو فضاي مجازي مي تواند خلاء هاي موجود در عرصه فضاي واقعي را پر کند. به طور مثال انسان هايي که در خيابان با هم بيگانه اند در فضاي مجازي با هم پيوند مي خورند و همين موضوع باعث آموزش برخي اصول و آداب مي شود. هر چقدر که افراد بيشتر با هم بيگانه باشند به همان اندازه مي توانند با هم رقابت کشنده داشته باشند و روي اعصاب هم راه بروند. به اين ترتيب جامعه تبديل به فضايي براي اعمال خشونت و بي احترامي نسبت به همديگر مي شود. اما هرچه فضا براي تعاملات انساني چه در فضاي مجازي يا فضاي واقعي بيشتر فراهم شود هر زمان که فردي بخواهد خطايي نسبت به کسي داشته باشد اين احتمال را مي دهد که با طرف مقابل آشنا هستند. هرچه شناخت هاي متقابل بيشتر شود افراد با هم مهربان ترمي شوند، اصول شهروندي را بيشتر رعايت مي کنند و بيشتر به هم احترام مي گذارند. بدون ترديد شبکه هاي اجتماعي در تحقق يک جامعه مطلوب و مناسب به ويژه در جامعه ايران مي تواند بسيار موثر و تعيين کننده باشد.

*نگاه منفي به ويژه در ميان سياستگذاران نسبت به شبکه هاي اجتماعي موضوع تازه اي نيست. اين نگاه منفي تا چه حد صحيح است و مي تواند راهگشاي مشکلات اين شبکه ها در جامعه ايران باشد؟

معيدفر: طبعا شبکه هاي اجتماعي و فضاي مجازي چون تجربه هاي تازه اي هستند ممکن است با برخي بي مهارتي ها باعث بروز مشکلات به ويژه براي گروه هاي سني خاص هم بشوند. اما نبايد ترسيد. کمااينکه يک پدر نبايد از رفتنن فرزندش به مدرسه در هراس باشد که ممکن است اتفاقي براي او بيفتد. درست است که ممکن است اتفاقي براي کودک پيش بيايد اما اين ترس نبايد مانع از رشد و علم آموزي فرزند شود. نشستن در خانه امن تر است اما حرکت از خانه و کسب دانش و تجربه و مهارت مي تواند شخصيت متعالي تري ر ا براي بچه بيافريند. من يک نگاه مثبت نسبت به شبکه هاي اجتماعي مجازي دارم به رغم اينکه مشکلات آن را هم مي دانم. البته مي توان براي مشکلات آن هم فکري کرد اما اول بايد اين واقعيت را پذيرفت واهميت فضاي مجازي و شبکه هاي اجتماعي را شناخت. اما متاسفانه هنوز مسوولان ما در ترديد به سر مي برند و به اين ترتيب مداخله اي هم نمي توان داشت. وقتي موضع گيري منفي نسبت به يک مساله داشته باشيد براي مشکلات آن هم نمي توانيم کاري کنيم. اما اگر اين موضوع را به عنوان يک فرصت براي جامعه بپذيريم، آنگاه نخبگان، انديشمندان و معتمدان مي توانند وارد اين حوزه شوند و با اعتباري که در ميان مخاطبان دارند آنها را از برخي مشکلات برحذر دارند. اما اگر نگاه حذفي داشته باشيد که متاسفانه هم اکنون چنين نگاهي وجود دارد و همين تهديد به بستن و فيلتر کردن ها هم از همين نگاه نشات مي گيرد، در نهايت همه اينها باعث مي شود اعتماد بين مخاطبان و برنامه ريزان از بين برود. در اين فضا يک فرد دانشگاهي هم اگر اعتباري داشته باشد حاضر نمي شود ورود کند زيرا ممکن است مهر امنيتي بخورد. بسياري از اوقات افراد فرهنگي يک ناهنجاري را در جامعه مي بينند اما به محض اينکه بخواهند انتقادي کنند بلافاصله انگ امنيتي بودن مي خورند. به همين دليل افراد معتبر وارد اين مقوله ها نمي شوند. بنابراين اول از همه بايد اين نگاه امنيتي به مسايل اجتماعي کنار گذاشته شود و آن وقت افراد داراي اعتبار در جامعه مي توانند به کاهش مشکلات کمک کنند./شفقنا

انتهاي پيام/ 1020ج

 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن