آخرین اخبار
پیوندهای مرتبط
کانال تلگرامي مشکات

پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري

شبکه اطلاع رساني دانا

طنين ياس

اوقات شرعی
کد مطلب: 59082
ايران روي گسل آسيب‌هاي اجتماعي
تاریخ انتشار : 1395/10/17 14:31:19
نمایش : 69
آسيب‌شناسي اجتماعي مطالعه و ريشه‌يابي بي‌نظمي‌ها، ناهنجاري‌ها و آسيب‌هايي نظير بيکاري، اعتياد، فقر، خودکشي، طلاق و...، همراه با علل و شيوه‌هاي پيشگيري و درمان آنها و نيز مطالعه شرايط بيمارگونه و نابسامان اجتماعي است.
به گزارش مشکات برين انتخابات سال ۸۸ با پديده‌اي مواجه بود که از آن به «شورش اشرافيت عليه جمهوريت» نام مي‌برند، در اين پديده عمدتا شمال شهر‌نشينان شورش کرده بودند و جنوب شهر‌نشينان در مقابل آنها از نظام دفاع مي‌کردند اما امروز مساله کمي متفاوت شده است و آسيب‌هاي اجتماعي که بخشي از آنها نيز اقتصادي است باعث شده اعتراضات حتي از جنوب تهران نيز عليه سيستم سازماندهي شود، اتفاقي که مي‌توان به‌صورت پايلوت در قهر جنوب تهران با صندوق‌هاي رأي انتخابات دهمين دوره مجلس شوراي اسلامي مشاهده کرد. آسيب‌هايي که به قول رهبر انقلاب «مانند آسيب‌هاي طبيعي‌اند؛ مانند زلزله که مي‌تواند بناي خانه‌ها را تخريب کند، اين آسيب‌ها بنيان خانواده و اجتماع را برهم مي‌ريزد. اگر بموقع و بهنگام شناخته يا پيشگيري شود، احتمال کاهش خسارت‌ها افزايش خواهد يافت. اما اگر نسبت به آن غفلت شود؛ خداي نکرده ممکن است بناي جامعه را متزلزل کند. درست است که ما در کشور در درجه‌ اول مساله اقتصاد را داريم و خود مشکلات اقتصادي هم [به عنوان] يکي از آن عوامل ريشه‌اي اين مفاسد، مورد توجه ماست، لکن مساله‌ مفاسد اجتماعي… يکي از بيماري‌هايي است که هر روزي که بر آن بگذرد و علاج نشود، عمق بيشتري پيدا مي‌کند و علاجش دشوارتر خواهد شد. لذا مساله فوق‌العاده مهم است/۱۱/۲/۹۵».
 
آسيب اجتماعي چيست؟
 
 آسيب‌شناسي اجتماعي مطالعه و ريشه‌يابي بي‌نظمي‌ها، ناهنجاري‌ها و آسيب‌هايي نظير بيکاري، اعتياد، فقر، خودکشي، طلاق و…، همراه با علل و شيوه‌هاي پيشگيري و درمان آنها و نيز مطالعه شرايط بيمارگونه و نابسامان اجتماعي است. به عبارت ديگر، مطالعه خاستگاه اختلال‌ها، بي‌نظمي‌ها و نابساماني‌هاي اجتماعي، آسيب‌شناسي اجتماعي است؛ زيرا اگر در جامعه‌اي هنجارها مراعات نشود، کجروي پديد مي‌آيد و رفتارها آسيب مي‌بيند. يعني آسيب زماني پديد مي‌آيد که از هنجارهاي مقبول اجتماعي تخلفي صورت پذيرد. عدم پايبندي به هنجارهاي اجتماعي موجب پيدايش آسيب اجتماعي است.
 
ملاک‌هاي بررسي پديد آمدن آسيب‌هاي اجتماعي
 
۱- ملاک آماري: از جمله ملاک‌هاي تشخيص رفتار نابهنجار، روش توزيع فراواني خصوصيات متوسط است که انحراف از آن، غير عادي بودن را نشان مي‌دهد. کساني که بيرون از حد وسط قرار دارند، افراد نابهنجار تلقي مي‌شوند و رفتار آنان رفتاري غيرنرمال و انحرافي تلقي مي‌شود.
۲- ملاک اجتماعي: انسان موجودي اجتماعي است که بايد در قالب الگوهاي فرهنگي و اجتماعي زندگي کند. اينکه تا چه حد رفتار فرد با هنجارها، سنت‌ها و انتظارات جامعه يا نهاد و سازمان خاصي مغايرت دارد و جامعه چگونه درباره آن قضاوت مي‌کند، معيار ديگري براي تشخيص رفتار نابهنجار و بهنجار است.
 
۳- ملاک فردي: از جمله ملاک‌هاي تشخيص رفتار نابهنجار، ميزان و شدت ناراحتي‌اي است که فرد احساس مي‌کند. يعني اگر اين رفتار خاص، با ارزش‌ها و هنجارهاي اجتماعي سازمان خاصي مثلاً فرهنگيان يا کل افراد جامعه ناسازگار باشد، يعني به سازگاري فرد لطمه بزند و با عکس العمل افراد آن جامعه يا آن نهاد مواجه شود، چنين رفتاري نابهنجار تلقي مي‌شود.
۴- ملاک ديني: علاوه بر اين، در يک جامعه ديني و اسلامي، معيار و ملاک ديگري براي تشخيص رفتارهاي بهنجار از نابهنجار وجود دارد، چرا که معيارهاي مزبور، معيارهايي است که توسط افراد يک جامعه با قطع نظر از نوع اعتقادات، مورد پذيرش واقع مي‌شود؛ يعني افراد جامعه درباره ارزش يا هنجاري بودن موضوع خاص توافق کرده، در عمل به آن پايبندند و متخلفان را بسته به نوع و اهميت هنجار، تنبيه مي‌کنند. اما در يک جامعه ديني و اسلامي معيارهاي فوق براي ارزش‌هاي اجتماعي است و در آنجا کارايي دارد. معيار تشخيص ارزش‌ها و هنجارهاي ديني به وسيله آموزه‌هاي ديني تعيين مي‌شود. ممکن است رفتاري خاص در همان اجتماع هنجار تلقي نشود و مرتکبان را کسي توبيخ يا سرزنش نکند ولي در شرايطي خاص ارتکاب چنين عملي در يک جامعه ديني هنجارشکني تلقي شود.
 
علل به‌وجود آمدن آسيب‌هاي اجتماعي
 
 علل بروز آسيب‌هاي اجتماعي در هر جامعه‌اي متفاوت است اما به‌صورت کلي در جامعه ايراني، تغيير مبناي اجتماعي شايد بزرگ‌ترين مساله در به‌وجود آمدن آسيب‌هاي اجتماعي باشد. جامعه ايران يا دست‌کم بخش قابل توجهي از جامعه ايران در حال تجربه‌اي است که اصطلاحا «تجربه تغيير مبنا» گفته مي‌شود. جامعه در مناسبات و روابط اجتماعي‌اش، در ارزش‌ها و در نهايت در نهادهاي اجتماعي‌اش در حال تغيير دادن مبناست.  در قالب همين تجربه تغيير مبنا شهرنشيني لجام‌گسيخته، گسترش حاشيه‌نشيني و فقر، اتلاف منابع و انرژي را به دنبال دارد. حاشيه‌نشيني در شهرها با جرم رابطه مستقيم دارد. تنوع و تجمل، اختلاف فاحش طبقات اجتماعي ساکن شهرهاي بزرگ، تورم و گراني هزينه‌هاي زندگي، موجب مي‌شود افراد غير کارآمد که درآمدشان زندگي ايشان را کفاف نمي‌دهد، براي تأمين نيازهاي خود، دست به هر کاري هر چند غير قانوني بزنند. از ديگر عوامل محيطي جرم، مي‌توان فقر، بيکاري، تورم و شرايط بد اقتصادي را نام برد که بر آحاد جامعه، اقشار، گروه‌ها و نهادها تأثير گذاشته و آنان را تحت تأثير قرار مي‌دهد.  اجمالاً، علل و عوامل پيدايش آسيب‌هاي اجتماعي، بويژه در ميان نوجوانان و جوانان را مي‌توان به ۳ دسته عمده تقسيم کرد: ۱- عوامل معطوف به شخصيت ۲- عوامل فردي ۳- عوامل اجتماعي.
 
الف – عوامل شخصيتي
 
 اين دسته از عوامل معطوف به عدم تعادل رواني، شخصيتي و اختلال در سلوک و رفتار است که به برخي از آنها اشاره مي‌شود:
ويژگي‌هاي شخصيتي افراد بزهکار و کجرو:
معمولاً ويژگي‌هاي شخصيتي افراد بزهکار، بي‌قاعدگي رابطه و ارتباط ميان فرد و جامعه و ارتکاب رفتارهاي نابهنجار و خلاف مقررات اجتماعي است ولي معمولاً از نظر مرتکب و عامل آن در اصل يا در مواقعي خاص، اينگونه رفتارها ناپسند شمرده نمي‌شود. افراد روان‌رنجور و روان‌پريش، نسبت به ارزش‌ها، هنجارها و مقررات اجتماعي بي‌تفاوت بوده و کمتر آنها را رعايت مي‌کنند. برخي مشخصه‌هاي بارز و برجسته شخصيتي اينگونه افراد، خودمحوري، پرخاشگري، هنجارشکني، فريبندگي ظاهري و عدم احساس مسؤوليت است. از ديگر مشکلات روحي- رواني‌اي که منجر به رفتارهاي ضداجتماعي مي‌شود، مي‌توان به ضعف عزت نفس، احساس کهتري، فقدان اعتماد به نفس، احساس عدم جذابيت، افسردگي شديد، شيدايي و اختلال خلقي اشاره کرد. چنين افرادي معمولاً مستعد انجام رفتارهاي نسنجيده و انحرافي هستند.
 
ب- عوامل فردي
 
 در حوزه عوامل فردي، مي‌توان به موارد ذيل اشاره کرد:
۱- آرزوهاي بلند
۲- خوش‌گذراني و لذت‌طلبي
۳- قدرت، استقلال و عافيت‌طلبي
۴- زياده خواهي
۵- بي‌بندوباري و لاابالي‌گري
۶- بي‌هويتي و بي‌هدفي در زندگي.
 
پ- عوامل اجتماعي
 
 در بررسي آسيب‌ها و انحرافات اجتماعي به عنوان يک پديده اجتماعي، به علل اجتماعي انحرافات مي‌پردازيم. به هر حال، عوامل متعددي در اين زمينه نقش دارند که در اينجا به برخي از آنها اشاره مي‌شود.
 
۱- عدم پايبندي خانواده‌ها به آموزه‌هاي ديني
 
 مطالعات و تحقيقات نشان مي‌دهد تا زماني که اعضاي جامعه پايبند به اعتقادات مذهبي خود باشند، خود و فرزندانشان به فساد و بزهکاري روي نمي‌آورند. در پژوهشي که توسط مرکز ملي تحقيقات اجتماعي کشور مصر در سال ۱۹۵۹ صورت گرفت، ۷۲ درصد نوجوانان بزهکار که به دليل سرقت و دزدي توقيف يا زنداني شده بودند، نماز نمي‌گزاردند و ۵۳ درصد آنان در ماه رمضان روزه نمي‌گرفتند. به هر حال، اين انديشه که کاهش ايمان مذهبي يکي از علل عمده افزايش نرخ جرم در جوامع پيشرفته و غربي است، نظري عمومي است. تحقيقات صورت گرفته در کشور نيز مؤيد همين نظريه است.
 
۲- آشفتگي کانون خانواده
 
 از ديگر مؤلفه‌هاي مهم در سوق يافتن نوجوانان و جوانان به سمت و سوي بزهکاري و انحرافات اجتماعي، گسسته شدن پيوندهاي عاطفي و روحي ميان اعضاي خانواده است. هر چند در بسياري از خانواده‌ها، پدر و مادر داراي حضور فيزيکي هستند اما متأسفانه حضور وجودي و معنوي آنان براي فرزندان محسوس نيست. در چنين وضعيتي، فرزندان به حال خود رها شده، ارتباط آنان با افراد مختلف بدون هيچ نظارت، ضابطه و قانون خاصي در خانواده صورت مي‌گيرد. روشن است که چنين وضعيتي زمينه را براي خلأ عاطفي فرزندان فراهم مي‌کند. در برخي خانواده‌ها پدر، مادر يا هر دو، بنا به دلايلي همچون طلاق و جدايي، مرگ والدين و… نه حضور فيزيکي دارند و نه حضور معنوي. در اينگونه خانواده‌ها که با معضل طلاق و جدايي مواجهند، فرزندان پناهگاه اصلي خود را از دست داده، هيچ هدايت‌کننده‌اي در جريان زندگي نداشته، در پاره‌اي موارد به دليل نيافتن پناهگاه جديد، در درياي مواج اجتماع، گرفتار ناملايمات مي‌شوند. علاوه بر طلاق، مرگ پدر يا مادر نيز بسان آواري سهمگين بر کانون و پيکره خانواده سايه افکنده و در برخي موارد به دليل بي‌توجهي يا کم‌توجهي به فرزندان و جايگزين شدن عنصر نامناسب به جاي فرد از دست رفته، ضعيف شدن فرآيند نظارتي خانواده، افزايش بيمارگونه بحران‌هاي روحي- رواني فرزندان و… موجب روي‌آوري فرد به نابهنجاري‌ها و انحرافات اجتماعي مي‌شود.
همچنين با توجه به پژوهش‌هاي صورت گرفته در اين زمينه، سارقان عمده عوامل سارق شدن خويش را «بدرفتاري، بداخلاقي، بي‌تفاوتي، بدزباني و عدم برآورده شدن انتظارات از سوي همسر، خانواده و والدين» دانسته‌اند.
 
۳- طرد اجتماعي
 
 چگونگي برخورد دوستان، افراد فاميل و همسايگان با فرد بزهکار، در نوع نگاه متقابل وي با ديگران تأثير بسزايي دارد. در مجموع، اگر اين برخوردها قهرآميز و به صورت طرد فرد از محيط اجتماعي باشد، جدايي وي از جامعه سرعت بيشتري مي‌يابد. اين نوع برخورد، همواره به عنوان هزينه ارتکاب هر جرمي مدنظر است.
 
۴- نوع شغل
 
 از ديگر متغيرهايي که در مطالعات و تحقيقات صورت گرفته در زمينه ارتکاب بزهکاري و انحرافات اجتماعي نقش بسزايي دارد و مورد تأکيد قرار گرفته است، ارتباط نوع شغل افراد با انحراف و بزهکاري است. همواره رابطه‌اي بين وضع فعاليت و شغل فرد با نوع رفتارهاي وي وجود دارد. از جمله نکات مهم در نوع شغل، حساس بودن و اهميت شغل است. هر چه شغل فرد مهم‌تر و از حساسيت بيشتري برخوردار باشد، هزينه ارتکاب جرم نيز افزايش مي‌يابد
 
۵- بيکاري و عدم اشتغال
 
 از ديدگاه جامعه شناسان و روانشناسان بيکاري يکي از ريشه‌هاي مهم بزهکاري و کجروي افراد يک جامعه است. بيکاري موجب مي‌شود افراد بيکار جذب قهوه‌خانه‌ها و مراکز تجمع افراد بزهکار شده، بتدريج به دامان انواع کجروي‌هاي اجتماعي کشيده شوند.
 
۶- فقر و مشکلات معيشتي
 
 در ميان علل و عوامل پيدايش بزهکاري و ارتکاب انحرافات اجتماعي، عامل فقر و مشکلات معيشتي و اقتصادي از جايگاه ويژه‌اي برخوردار است. عدم بضاعت مالي مکفي خانواده‌ها و ناتواني در پاسخگويي به نيازهاي طبيعي و ضروري مانند فراهم کردن امکان ادامه تحصيل حتي در مقطع متوسطه، تأمين پوشاک مناسب، متنوع و متناسب با سليقه و روحيه آنان و… زمينه بروز دلزدگي، سرخوردگي، ناراحتي‌هاي روحي، دلمشغولي، افسردگي و انزواطلبي را در فرزندان فراهم مي‌کند. اين امر موجب مي‌شود اين افراد براي التيام ناراحتي‌هاي ناشي از مشکلات خود از طريق مستقيم يا غيرمستقيم، به اقداماتي دست بزنند و خود درصدد حل مشکل خويش برآيند. در نتيجه، بسياري از اين افراد براي رهايي از بند گرفتاري‌ها، دست به ارتکاب اعمال ناشايست مي‌زنند. از سوي ديگر، امروز فشارها و مشکلات اقتصادي، احتمال دو شغله بودن يا اشتغال نان‌آوران خانواده در مشاغل کاذب يا غيرمجاز را افزايش داده است. همين مساله منجر به کم‌توجهي آنان نسبت به نيازهاي جوانان، رفع مشکلات روحي و رواني و تربيت صحيح و شايسته آنها شده است. در اين زمينه، انعکاس شرايط افسانه‌اي برخي زندگي‌ها و نمايش فاصله‌هاي طبقاتي توسط رسانه‌ها نقش مؤثري در ازدياد اين مشکل دارد.
 
۷- دوستان ناباب
 
 گروه همسالان و دوستان الگوهاي مورد قبول يک فرد در شيوه گفتار، کردار، رفتار و منش هستند. فرد براي اينکه مقبول جمع دوستان و همسالان افتد و با آنان ارتباط و معاشرت داشته باشد، ناگزير از پذيرش هنجارها و ارزش‌هاي آنان است. در غير اين صورت، از آن جمع طرد مي‌شود. از اين رو، بشدت متأثر از آن گروه مي‌شود تا حدي که اگر بنا باشد در رفتار فرد تغييري ايجاد شود، يا بايد هنجارها و ارزش‌هاي آن جمع را تغيير داد يا ارتباط فرد را با آن گروه قطع کرد. تأثير گروه همسالان، همفکران، همکاران و دوستان در رشد شخصيت افراد کمتر از تأثير خانواده نيست، چرا که فرد پس از خانواده، منحصرا زير نفوذ گروه قرار مي‌گيرد.
 
بدين روي، اگر فردي با گروهي از معتادان رابطه برقرار کند و با آنان دوست شود، بتدريج تحت تأثير رفتار آنان قرار مي‌گيرد و معتاد مي‌شود؛ چون از سويي، ملاک پذيرش و قبول فرد توسط يک گروه و جمع، پذيرفتن فرهنگ آنهاست و از سوي ديگر، معتادان هم علاقه‌مندند مواد مخدر را به طور دسته‌جمعي استعمال کنند که هم در موقع استعمال مصاحبي داشته باشند و هم از شدت فشار سرزنش اجتماع بر خود بکاهند. «ساترلند» در نظريه «انتقال فرهنگي کجروي» خود بر اين نکته مهم تأکيد مي‌کند که رفتار انحرافي همانند ساير رفتارهاي اجتماعي، از طريق معاشرت با ديگران يعني منحرفان و دوستان ناباب آموخته مي‌شود و همان‌گونه که همنوايان از طريق همين ارتباط با افراد سازگار، هنجارها و ارزش‌هاي فرهنگي آن گروه و جامعه را پذيرفته، خود را با آن انطباق مي‌دهند، افراد در ارتباط با دوستان ناباب و هنجارشکن، به سمت و سوي ناهمنوايي سوق داده مي‌شوند. اين نظريه تأکيد مي‌کند فرد منحرف تنها با هنجارشکنان و فرد همنوا تنها با افراد سازگار ارتباط ندارد، بلکه هر انساني با هر دو دسته اين افراد سر و کار دارد. اما اينکه کدام يک از آن دو گروه، فرهنگ خود را منتقل مي‌کنند و تأثير مي‌گذارند، معتقد است به عوامل ديگري نيز بستگي دارد که اين عوامل عبارتند از:
۱- شدت تماس با ديگران: احتمال انحراف فرد بر اثر تماس با دوستان يا اعضاي خانواده منحرف خود، به مراتب بيشتر است تا بر اثر تماس با آشنايان يا همکاران منحرف خود
۲- سن زمان تماس: تأثيرپذيري فرد از ديگران در سنين کودکي و جواني بيش از زمان‌هاي ديگر و ساير مقاطع سني است.
۳- ميزان تماس با منحرفان در مقايسه با تماس با همنوايان: هرچه ارتباط و معاشرت با کج‌رفتاران نسبت به همنوايان بيشتر باشد، به همان ميزان احتمال انحراف فرد بيشتر خواهد بود.
در اين‌باره سخنان رهبران ديني نيز شنيدني است. در سخنان پيامبرگرامي صلي‌الله عليه و آله آمده است: «المرءُ علي دين اخيه»؛ هر انساني بر شيوه و طريقه دوست و رفيق خود زندگي مي‌کند. از اين رو، رهبران ديني ما را از ارتباط و معاشرت با افراد منحرف و بزهکار و دوستان ناباب باز مي‌دارند. حضرت علي عليه السلام در نهج البلاغه مي‌فرمايند: «مُجالسهُ اهل الهوي منساهُ للايمان و محضره للشيطان.»؛ همنشيني با هوي‌پرستان ايمان را به دست فراموشي مي‌سپارد و شيطان را حاضر مي‌کند. همچنين امام صادق عليه السلام مي‌فرمايند: «لاتصحبوا اهل البدع و لاتجالسوهم فتصيروا عند الناس کواحدٍ منهم»؛  با افراد منحرف همنشيني و معاشرت نداشته باشيد؛ زيرا همنشيني با آنان موجب مي‌شود مردم شما را يکي از آنان به شمار آورند.
 
۸- محيط
 
 محيط نيز از جمله عوامل تأثيرگذار بر پيدايش رفتارهاي شايسته يا ناشايست است. اگر در منزل و خانه، کوچه، خيابان و مدرسه و محيط پيرامون زمينه و شرايط مساعدي براي بزهکاري وجود داشته باشد، فردي را که آمادگي انحراف در او وجود دارد، به سوي جرم و ارتکاب رفتار بزهکارانه سوق مي‌دهد. در پيدايش هر جرمي با تحليل دقيق، به اين نتيجه مي‌رسيم که محيط اجتماعي بستر کاملاً مناسبي براي فرد بزهکار فراهم آورده و عامل مهمي براي پيدايش رفتار مجرمانه توسط وي بوده است. اگر فساد و تباهي و بي‌بند و باري بر جامعه حاکم باشد، افراد مستعد در گرداب تباهي‌هاي آن اسير مي‌شوند و اگر نظام اجتماعي بر معيارها و الگوهاي ارزشي استوار باشد و برنامه‌هاي هدفدار و مشخصي طرح‌ريزي شود، امکان انحراف اجتماعي در جامعه و در ميان افراد بسيار ضعيف خواهد بود. به گفته يکي از محققان، محيط در شکل‌گيري شخصيت و منش انسان نقش بسيار تعيين‌کننده و مؤثري ايفا مي‌کند و رفتار انسان که نشانه‌اي از شخصيت و منش اوست، تا حد زيادي، ناشي از تربيت اکتسابي از محيط است.
 
۹- فقر فرهنگي و تربيت نادرست
 
 از ديگر عواملي که موجب سوق يافتن جوانان به سوي انحرافات اجتماعي است، فقر فرهنگي و محدوديت‌ها و تبعيض‌هاي ناشي از فقر فرهنگي است. از عوامل مهم پيدايش بزهکاري، سطح و طبقه اجتماعي و فرهنگي خانواده‌هاست. چنان که سطح تحصيلات (بي‌سوادي يا کم‌سوادي اعضاي خانواده)، سطح پايين و نازل منزلت اجتماعي خانواده، ناآگاهي اعضاي خانواده بويژه والدين از مسائل تربيتي، اخلاقي و آموزه‌هاي مذهبي، عدم همنوايي خانواده با هنجارهاي رسمي و حتي غيررسمي جامعه، هنجارشکني اعضاي خانواده و اشتهار به اين مساله و مسائل ديگري از اين دست مؤلفه‌هايي است که در قالب فقر فرهنگي خانواده در ايجاد شوک‌هاي رواني و روحي بر فرزندان نوجوان و جوان مؤثر است و انگيزه ارتکاب انواع جرائم آنان را دوچندان مي‌کند. تبعيض جنسيتي يا تبعيض بين فرزندان نيز از جمله عوامل مهم فقر خانوادگي است. بسياري از والدين آگاهانه يا ناآگاهانه با تبعيض بين فرزندان، موجب اختلاف بين آنان و دلسردي آنان از زندگي مي‌شوند. تبعيض در برخورد با خطاها و اشتباهات فرزندان دختر و پسر و عدم اتخاذ رويه منطقي براي برخورد با خطاهاي فرزندان و تنبيه تبعيض‌آميز براساس برتري پسر بر دختر يا به عکس، موجب سلب اعتماد به نفس و بدبيني فرزندان نسبت به والدين مي‌شود.
 
۱۰- رسانه‌ها و وسايل ارتباط جمعي
 
 رسانه‌هاي ديداري، شنيداري و مکتوب مي‌توانند از جمله مؤلفه‌هاي در خور توجه در ايجاد انگيزه روي آوري جوانان به سمت و سوي بزهکاري و رفتارهاي انحرافي باشند. بررسي‌ها نشان داده‌ است ظرف چند سال اخير و در پي ورود برخي مطبوعات زرد (= مبتذل، عامه‌پسند و جنجالي) به عرصه رسانه‌هاي کشور و استفاده اين نشريات از عناوين جنجالي و هيجاني و همچنين بهره‌گيري از شخصيت‌هاي سينمايي و هنري و درج اخبار بي‌محتوا و توأم با بزرگنمايي، انعکاس بيش از حد اخبار مربوط به بازيگران سينما و توجه مفرط به اخبار حوادث، توجه تعداد قابل توجهي از نوجوانان و جوانان به مطالب مندرج در آنها جلب شده است. اين مساله موجبات فراهم آمدن زمينه‌ آسيب‌هاي اجتماعي مختلف شده است. از سوي ديگر، پخش شمار قابل توجهي از سريال‌هاي تلويزيوني از طريق صداوسيما يا شبکه‌هاي ماهواره‌اي خارجي، با مضامين زندگي‌هاي مجردگونه غربي توأم با جذابيت، نشاط، رفاه، موفقيت و به طور کلي با تصويرسازي مثبت از اين نوع زندگي‌هاي از هم گسيخته، نقش مؤثري در تقويت انگيزه گريز از قيد و بندهاي خانوادگي و هنجارها و ارتکاب جرائم اجتماعي ايفا کرده است. نقش رسانه‌هاي جمعي، بويژه ماهواره و اينترنت در رواج بي‌بند و باري اخلاقي، مقابله با هنجارهاي اجتماعي، عدم پاي‌بندي مذهبي و بلوغ زودرس نوجوانان در مسائل جنسي حائز اهميت است.
چه بايد کرد؟
 
الف- اقدامات پيشگيرانه
 
 در اينجا براي پيشگيري از ارتکاب عمل بزهکارانه توسط افراد بويژه نوجوانان يا جوانان پيشنهاداتي ارائه مي‌شود.
۱- هماهنگ کردن بخش‌هاي عمومي و خصوصي که در زمينه پيشگيري از وقوع جرم فعاليت دارند مانند نيروي انتظامي، کار و امور اجتماعي، آموزش‌وپرورش، شهرداري‌ها، شوراها، امور جوانان، بهزيستي و… به منظور اجراي برنامه عملي پيشگيرانه و هماهنگي بيشتر
۲- آگاهي دادن به خانواده‌ها براي نظارت و کنترل بيشتر آنان بر فرزندان و گوشزد کردن ميزان مجازات جرائم در صورت ارتکاب جرم توسط آنان
۳- اتخاذ تدابير امنيتي بيشتر توسط دولت در محل‌هاي جرم‌خيز و اقداماتي به منظور کمک به خانواده‌ها، بويژه نوجوانان و جواناني که در معرض آسيب قرار دارند.
۴- اطلاع‌رساني شفاف رسانه‌هاي جمعي براي تشويق جوانان درباره تسهيلات و فرصت‌هايي که جامعه براي آنان قرار داده است.
۵- تجهيز پليس براي مقابله جدي با باندهاي مخوف انواع گوناگون بزهکاري اجتماعي در جامعه
۶- اقدامات امنيتي براي مراکز حساس تجاري، بانکي و….
 
ب- راهکارهاي شناسايي مشکلات نوجوان و جوانان
 
 علاوه بر اقدامات پيشگيرانه، شناسايي راهکارهايي براي شناخت مشکلات نوجوانان و جوانان امري لازم و ضروري است. مواردي چند در اين زمينه مطرح است.
۱- شناخت نيازهاي رواني و کيفيت ارضاي اين نيازها در شادابي و نشاط فرد بسيار مؤثر است و ارضا نشدن آن يا ارضاي ناقص آن، اثرات نامطلوب بر جاي گذاشته و زندگي را به کام فرد تلخ مي‌کند و فرد را به انحراف مي‌کشاند.
۲- توجه به مشکلات جسماني فرد، مشکلاتي همچون اختلال در گويايي، بينايي، شنوايي، جسماني و عقب‌ماندگي ذهني
۳- توجه به مشکلات آموزشي مانند ناتواني در يادگيري، ترک تحصيل، افت تحصيلي، بي‌توجهي به تکاليف درسي و تقلب در درس
۴- توجه به مشکلات عاطفي- رواني همچون افسردگي، خيالبافي، بدبيني، خودکم‌بيني، خودبزرگ‌بيني، زودرنجي، خودنمايي، ترس، اضطراب، پرخاشگري، حسادت، کم‌حرفي و وسواس
۵- توجه به مشکلات اخلاقي- رفتاري همچون تماس تلفني و نامه‌نگاري با جنس مخالف، معاشرت با جنس مخالف، شرکت در مجالس، خودارضايي، چشم‌چراني، فرار از منزل، غيبت از مدرسه، اقدام به خودکشي، سرقت، دروغگويي، اعتياد، ولگردي و…
 
پ- وظايف خانواده
 
 خانواده‌ها نيز وظايفي در مقابل پيشگيري از جرم و بزهکاري فرزندان دارند که به برخي از آنها اشاره مي‌شود.
۱- دوستي با فرزند و حذف فاصله والدين با فرزندان، به گونه‌اي که آنان براحتي مشکلات و نيازهاي خود را به والدين بگويند.
۲- تقويت اعتقادات فرزند، بويژه در کودکي و نوجواني، در کنار پاي‌بندي عملي والدين به آموزه‌هاي ديني
۳- ايجاد سازگاري در محيط خانه
۴- ايجاد بستر مناسب براي احساس امنيت، آرامش، صفا و صميميت و درک متقابل والدين و فرزندان
۵- تلاش در جهت تأمين نيازهاي مادي و معنوي فرزندان توسط والدين
۶- توجه به نيازهاي روحي و عاطفي اطفال و نوجوانان و ايجاد فضاي مطلوب و آرام در خانواده
۷- مراقبت والدين نسبت به اعمال و رفتار فرزندان خود
۸- برنامه‌ريزي مناسب براي تنظيم اوقات فراغت نوجوانان و جوانان
۹- نظارت جدي والدين نسبت به دوستيابي فرزندان.
 
ت- وظايف ساير نهادها
 
 علاوه بر خانواده، ساير نهادها از جمله مجموعه حاکميت، آموزش‌وپرورش، نهاد قضايي، بهزيستي و… نيز در اين زمينه وظايفي دارند که مهم‌ترين آنها حل مشکلات اقتصادي و ايجاد اشتغال و رفاه اجتماعي است که به موجب آن بسياري از بزهکاري‌هاي اجتماعي کاسته و مديريت مي‌شود. اما علاوه بر آن اقدامات ديگري شامل:
۱- تقويت ارتباط ميان والدين دانش‌آموزان با مربيان و عدم واگذاري مسؤوليت تربيت فرزندان به مدرسه يا خانواده به تنهايي
۲- تقويت مراکز مشاوره‌اي مفيد و کارآمد در مدارس
۳- بها دادن به مساله ترک تحصيل يا اخراج دانش‌آموزان از مدرسه و ضرورت ارتباط با خانواده‌هاي آنان
۴- ضرورت آشنايي نيروهاي نظامي و انتظامي با انحرافات اجتماعي و نحوه برخورد با آنها
۵- اعمال مجازت‌هاي سنگين، علني و جدي (در ملأعام) براي باندهاي فساد، اغفال و…
۶- تقويت نظارت‌هاي اجتماعي رسمي و دولتي و نيز نظارت‌هاي مردمي و محلي از جمله امر به معروف و نهي از منکر براي پاکسازي فضاي جامعه و تعديل آزادي‌هاي اجتماعي
۷- برنامه‌ريزي اصولي و صحيح براي اشتغال در جامعه، رفع بي‌عدالتي و پيگيري منطقي نيازهاي جوانان، تأمين امنيت و نياز شهروندان
۸- جلوگيري از مهاجرت‌هاي بي‌رويه به شهرهاي بزرگ و جلوگيري از پرداختن جوانان به اشتغال‌هاي کاذب مثل سيگارفروشي، سي‌دي‌فروشي و…
۹- ايجاد مراکز آموزشي، ورزشي، تفريحي و مشاوره‌اي براي گذران اوقات فراغت نوجوانان و جوانان
۱۰- ايجاد تسهيلات لازم براي جوانان و نوجوانان از قبيل وام ازدواج، وام مسکن، وام اشتغال و…
۱۱- ايجاد بستر مناسب براي ايجاد بيمه همگاني، بيمه بي‌کاري و برخورداري نوجوانان و جوانان از تسهيلات اجتماعي و…
۱۲- فراهم کردن موقعيت‌ها و بسترهاي لازم در جامعه تا زندانيان پس از آزادي از زندان مورد پذيرش جامعه واقع شوند و شغل آبرومندانه‌اي به دست آورند؛ در غير اين صورت، مجددا دست به اقدامات بزهکارانه خواهند زد.
۱۳- از آن رو که از جمله عوامل مؤثر بر ارتکاب جرم، بي‌کاري و فقر است، بايد با برنامه‌ريزي دقيق- که نياز به عزم ملي دارد- نسبت به اشتغال در جامعه و ريشه‌کني فقر و بيکاري اقدام لازم و بايسته صورت گيرد.
 
 
 
 
منبع: وطن امرو
 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن