کد مطلب: 59042
فتنه انگيزان يا عروسکهاي خيمه شب بازي دشمن؟/بصيرت عوام در برابر ضلالت خواص
تاریخ انتشار : 1395/10/09 11:31:53
نمایش : 252
وقايع در انتخابات 88 نشان از دست دوستي منافقين گرگ صفتي بود که در نهان براي استيلا بر نظام با استکبار داده شده و در واقع سران جنبش سبز فتنه عروسکهاي خيمه شب بازي دشمن بودند که از خود اختياري نداشته و غرب آنها را در ميدان سياسي نظام به کارگيري کرده بود.
به گزارش مشکات برين در طول تاريخ اسلام دشمنان و منافقين همواره از تشکيل حکومت اسلامي و استقرار عدالت وحشت داشتند و از اين رو مرتب در برابر زمينه سازي تحقق جامعه اسلامي و آرماني مقاومت نموده و با طرح نقشه هاي منافقانه سعي در اضمحلال حکومت اسلامي داشته که نمونه هاي متعدد تاريخي در زمان حيات پيامبر اکرم(ص) و ائمه معصومين(ع) گواه بر اين ادعاست.

آنچه در عاشوراي سال 61 رقم خورد و موجب رويارويي و مصاف جبهه حق و باطل شد نشأت گرفته از تلاش سيدالشهدا براي استقرار حاکميت اسلامي و مقاومت جبهه نفاق و کفر براي رسيدن به اهداف مادي بود که با نگاهي تأمل برانگيز به حادثه عاشورا و وقايعي که در تاريخ پرفراز و نشيب انقلاب اسلامي رقم مي خورد شباهتهاي زيادي بين اين دو حادثه تاريخ ساز مي بينيم که در جاي خود نياز به کتابها نگارش براي تحليل دقيق دارد، ولي آنچه در اين نوشتار مختصر ارائه مي گردد فتنه اي است که در سال88 براي نظام اسلامي ايران رقم خورد و در واقع سناريويي قوي و برنامه ريزي شده که حکايت از پشت پرده هاي سياسي و بده بستانهاي مرموز بين منافقين داخلي و دشمنان بيروني دارد پازلي که طراحي آن از غرب و اجراي آن در داخل مي توانست تکميل کننده خواسته هاي نامشروع هردو دشمن داخلي و خارجي باشد.

آنچه در حوادث انتخابات صورت گرفت وقايع تصادفي آني نبود بلکه نشان از دست دوستي منافقين گرگ صفتي بود که در نهان براي استيلا بر نظام با استکبار داده شده و در واقع سران جنبش سبز فتنه عروسکهاي خيمه شب بازي دشمن بودند که از خود اختياري نداشته و غرب آنها را در ميدان سياسي نظام به کارگيري کرده بود تا از حرکت اين مهره هاي عروسکي بهره برداري نمايد. بهره برداريي که به قيمت نظام و برابر با تمام جانفشانيهايي بود که تا آن زمان براي انقلاب اسلامي شده بود.

گرچه مدتهاي زيادي بر روي اين سناريو کار شده بود اما کليد اصلي فتنه و جرقه اوليه شعله ورشدن آتش فتنه انگيزي از نامه قباحت آميز هاشمي رفسنجاني به مقام معظم رهبري بود که بدون سلام و اداي احترام و رعايت ادب،از شکل گيري حرکتهايي در انتخابات سخن گفت، در حالي که چند روز تا انتخابات باقي مانده بود و اين در واقع مشتعل نمودن آتش جبران ناپذير به خرمن نظام بود، از طرفي هم تبريک بي موقع موسوي که هنوز کار اخذ آرا در حال انجام بود حرکتي سازمان يافته در جهت شروع تحرکات بود براي عبور از خطوطي که به عنوان خطوط قرمز نظام بود.

پايان انتخابات و معرفي رييس جمهور منتخب پايان کار نبود بلکه آغاز کار بود، انتخابات و نتيجه آن بهانه اي بود براي شروع تحرک فيزيکي عليه نظام که همزمان هم جمهوريت و هم اسلاميت نظام را نشانه رفتند و بي منطقي موسوي در برابر دستور مقام معظم رهبري براي بازشماري آرا و اظهارات او مبني بر اينکه اگر چندين بار هم انتخابات انجام و نتيجه آن همان چيزي باشد که اعلام شده است تمکين نخواهد کرد نشان از ورود فتنه به حريم قانون بود که در واقع هم جنبه مردمي و هم جنبه اسلامي را مورد هدف قرار داده که نگاهي به شعارهاي روزهاي تاريک اغتشاش و فتنه اين موضوع را به خوبي نشان مي دهد.

شعارهاي مرگ بر جمهوري اسلامي، نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران، نه شرقي نه غربي جمهوري ايراني،نه شرقي نه غربي دولت سبز ملي،استقلال آزادي جمهوري ايراني و مرگ بر اصل ولايت فقيه ماهيت فتنه طراحي شده را به خوبي نمايان مي ساخت که انتخابات بهانه تراشي براي ايجاد آشوب بوده و هدف اين همه هجمه و سرو صدا فقط دگرگوني ساختار حکومتي با اصالت ديني در کشور است.

از طرفي ديگر گردو شکستن وزير ارشاد دولت اصلاحات با دم خود در شبکه هاي بيگانه در جريان شکل گيري اوضاع متشنج داخلي حاکي از ائتلاف داخلي خارجي دشمنان براي به نتيجه رساندن اين توطئه شوم بود.

به هرجهت دشمن با استفاده از تمام ظرفيت داخلي و خارجي با طراحي انقلاب مخملي سبز که تحت حمايت سازمانهايي مثل سيا قرار دارد سعي کرد به بهانه انتخابات، زمينه ساز تغيير مدل حکومتي اسلامي در ايران شود که چند عامل در ناکامي اين برنامه موثر بود:

1. رهبري حکيمانه رهبر معظم انقلاب در بسيج افکار عمومي با تشريح ابعاد فتنه و سعي فتنه گران در قانون گريزي براي مقابله با قانون، از جمله مواضع قاطع، محکم و متقن معظم له در نماز جمعه هفته بعد از انتخابات و بيانات صريح و صادقانه ايشان با مردم و ترسيم قاطع خطوط قرمز براي جلوگيري از ورود منافقين داخلي و دشمنان خارجي

2.تبعيت پذيري مردم از ولايت، مدل آنچه در سالهاي ابتدايي انقلاب رخ داده بود و مردم با بهره گيري از فرامين حضرت امام (ره)به پيروزي رسيده بودند، ثابت کرد مردم انقلابي همچنان در اطاعت از ولايت فقيه آماده بوده و گذر 30ساله از انقلاب ايدئولوژي آرماني مردم براي حفظ نظام راتغيير نداده است و آرمانها همچنان جايگاه مطلوب خود را دارند که حضور خودجوش، حماسي و دشمن شکن مردمي در خلق حماسه ماندگار 9 دي تثبيت پايه هاي نظام بود و انقلابي ديگر در انقلاب.

3.تعصبات ديني و مذهبي مردم که با وجود تحمل فراوان آشفتگيهاي رواني عمومي در جامعه به خاطر ايجاد بي نظمي و اغتشاشات، حرمت شکني عاشورا و توهين و حمله به مقدسات را تحمل نکرده و نسبت به اين موضوع واکنش همه جانبه اي از طرف تمام اقشار جامعه انجام شد.

4.پي بردن اکثريت هواداران موسوي به اين موضوع که حضور اغتشاش گران در کف خيابان و متشنج کردن فضاي رواني جامعه ربطي به موضوع انتخابات نداشته و تقلب در آرا فقط بهانه اي براي نيل به اهداف شوم خود از جمله عملياتي کردن سناريوي براندازي نظام و از بين بردن مدل حکومت اسلامي بوده، به گونه اي که حتي بعضي از افرادي که در ستادهاي انتخاباتي موسوي و کروبي مسئوليت داشتند نيز به اين موضوع واقف شدند که واقعا اين افراد با هنجارشکني و گريز از قانون دنبال مسائلي فراتر از انتخابات هستند و آنها در واقع تغيير در حکومت را دنبال مي کنند چرا که بر فرض ضعيف اگر موسوي به عنوان رييس جمهور انتخاب مي شد در کسوت رياست جمهوري و قانوني جلوه دادن عملکرد خود در مقابل نظام مي ايستاد و آن موقع بود که با در اختيار داشتن منابع و امکانات بيت المال ضربات سختي به پيکر نظام وارد مي کرد از طرفي ديگر هم با احتمال قوي عدم انتخاب به رياست جمهوري بهانه اي بنام تقلب را مطرح مي ساخت که پيام تبريک انتخاب قبل از پايان رأي گيري شاهدي متقن بر جريان سازي مسموم براي مقابله با نظام و قانون شکني بود به اين ترتيب پس از گذشت روزها از انتخابات درصد کثيري از هواداران موسوي متوجه اهداف غيرانساني و غيرعقلاني او پي برده و به صف قيام کنندگان حماسه9 دي پيوستند.

5.دامن زدن شبکه هاي ماهواره اي بيگانه و حضور افراد معلوم الحالي همچون عطاا... مهاجراني در برنامه هاي تلويزيوني خارج از کشور مردم را به اين واقعيت و قطعيت رساند که در شکل گيري اتفاقات پس از انتخابات، طراحي و رهبري اصلي وقايع از خارج مرزها کنترل و هدايت مي شود که اين موضوع نيز در حضور ميليونها نفري مردم در خلق حماسه بي نظير مردم در 9 دي تأثير مستقيم داشت.

6.حمايت آشکار اوباما رييس جمهور آمريکا در موضع گيري هاي تلويزيوني و مصاحبه هاي رسانه اي از شخص ميرحسين موسوي و نيز حمايت اسرائيل و نتانياهو از جنبش سبز در ايران نيز شاهدي ديگر بر سرچشمه خارجي فتنه بود که مردم بصير ايران به خوبي آن را درک کرده و به عنوان يکي ديگر از عوامل مهم شکل گيري 9 دي مطرح مي باشد.

7.بي توجهي سران فتنه به تلفات انساني انجام شده در جريان اغتشاش و بهره برداري آنها از قتلهاي مشکوک و حتي ساختگي که به عنوان پيراهن عثمان استفاده مي کردند نيز از مواردي بود که نمايان مي ساخت امنيت جاني مردم براي فتنه گران اهميتي نداشته و آنها براي رسيدن به اهداف خود از هر ابزاري حتي اگر جان مردم بي گناه نيز باشد استفاده مي کنند.

8. حمله سازمان يافته به اموال عمومي و نهادهاي انقلابي از جمله بسيج و به شهادت رساندن جواناني با ظاهر مذهبي و ديني نيز بيانگر اين بود که سران فتنه در واقع به دنبال قلع و قمع نهادها و نيروهاي انقلابي بوده و براي رسيدن به هدف ابتدا بايد اين موانع را از سر راه خود بردارند تا رسيدن به هدف آسانتر صورت گيرد.

به هر جهت اتفاقات سال88 خاطرات تلخي در اذهان عمومي رقم زد، گرچه با درايت و هوشمندي رهبر فرزانه انقلاب اسلامي و بصيرت مردم حماسه اي ماندگار بنام 9 دي براي تاريخ افتخار آفرين کشور ثبت شد و به عنوان انقلابي در انقلاب، سند مردم سالاري ديني در دفاع از آرمانهاي نظام شد ولي نکته مهم اين است که با تحميل هزينه هاي سنگين مادي و معنوي براي کشور و انقلاب، مردم همچنان منتظر برخورد قاطع با اين جريان خبيث بوده و تاوان اين همه جنايت را بايد از جريان فتنه گر بگيرند.

يادداشت از احسان ربيعي

انتهاي پيام/1020ج
 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن