کد مطلب: 58813
رد پاي فمينيست در مراکز تصميم گيري حوزه زنان کشور/ مسئولين مراقب باشند!
تاریخ انتشار : 1395/08/27 11:44:57
نمایش : 221
متاسفانه مسئولين کشور در حوزه زنان مدام طبل خالي غرب را بر سر زن مسلمان ايراني مي کوبند. در نشست ها و همايش هاي داخلي به جاي پيگيري برنامه هاي توسعه کشور و قوانين اجرا نشده در حوزه زنان و خانواده، تبديل به تريبوني براي انتظارات يونيسف و يونسکو و اجلاس هاي فمينيستي شده اند.
 به گزارش مشکات برين اهميت حضور زنان در جامعه، از آن دست بحث هايي است که همواره با چالش روبه رو بوده است؛ در ايران پس از انقلاب اسلامي، آنچه درباره زنان محوريترين موضوع محسوب مي شد، حفظ ارزش، جايگاه زنانگي و نقش فرهنگي- تربيتي او بوده است. حال آنکه ديدگاه غالب نظريه پردازان غربي، کاملاَ مقابل اين انديشه است؛ برخلاف حاکميت اسلامي، حفظ ”کانون خانواده” و ”نسل سازي” نه تنها يک شغل و وظيفه مهم زن غربي نيست، بلکه يک مانع جدي براي هرگونه فعاليت اجتماعي وي محسوب مي شود. سياستگذاري هاي اومانيستي غرب، ارزش زن را به زنانگي نمي داند، بلکه ”زن” وقتي زن مي شود که ”مرد”باشد.

پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ و استقرار تفکر اسلامي در تصميم گيري هاي کلان کشور، يکي از وظايف جدي فعالان اجتماعي مبارزه با اين ديدگاه غربي و تلاش براي اتخاذ رويکرد ارزش مدارانه براي زنانبود. اين دستيابي بر اثر نگاه کثيرالابعادي بود که به مسائل و آسيب هاي حوزه زنان داشتند. نخبگان اجتماعي دانستند که براي بهبود اوضاع زنان در جامعه در ابتدا بايد ارزش زنانگي آن ها را برايشان يادآوري کنند. نبايد با مقايسه زن مسلمان با جايگاه زن غربي، ارزش ها را در مقام مقايسه قرار دهند. زن مسلمان در خط مقدم فرهنگ ايستاده است اما زن غربي در مسير توسعه و پيشرفت صنعت، پشت سر مردها در حال دويدن و نرسيدن است. شواهد نشان مي دهد که با وجود ادعاي شديد نظريه پردازان و رجل سياسي غرب، هنوز هم تعداد زنان فعال سياسي، اقتصادي و ... آن ها بسيار پايين تر از مردان است.

به رغم اين مهم در عمر سه ساله دولت تدبير و اميد، فعالان زن دولتي علاقه زيادي براي مقايسه نحوه حضور زن ايراني با غربي در مناصب سياسي و مديريتي داشته اند؛ در حالي که زنان ايراني از عدم اجراي قوانين حمايتي و نبود لوايح درست و درمان براي بهبود اوضاعشان رنج مي برند، معاونت امور زنان و خانواده رياست جمهوري مطالبه گر مسائل حاشيه اي و غيرضروري حوزه زنان شده است و به کرات به مقايسه درصد حضور سياسي زن مسلمان و غربي مي پردازد.

در کشور اسلامي اولويت حضور زنان در عرصه هاي فرهنگ سازي و تربيت کادر اجتماعي پايش مي شود؛اما شاخص ايندکس هاي غربي، زن را کاملاَ با مردها مقايسه مي کند، زنان را دراقتصاد،سلامت،تحصيلات و مشارکت سياسي مورد ملاحظه قرار مي دهد اما هيچ نگاهي به حضور آنان در مباحث «فرهنگي - اجتماعي» و «فرهنگي - تربيتي» ندارد. با اين وجود مسئولين کشور در حوزه زنان مدام طبل خالي غرب را بر سر زن مسلمان ايراني مي کوبند. در نشست ها و همايش هاي داخلي به جاي پيگيري برنامه هاي توسعه کشور و قوانين اجرا نشده در حوزه زنان و خانواده، تبديل به تريبوني براي انتظارات يونيسف و يونسکو و اجلاس هاي فمينيستي شده اند.

چندي پيش هم اولين نشست از سلسله‌ نشست‌هاي حقوق زنان با عنوان”چالش‌هاي حضور زنان در عرصه مديريت” با سخنراني شهيندخت مولاوردي،معاون رييس‌جمهور در امور زنان و خانواده در دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران برگزار شد. اين برنامه هم در ادامه روند گفته شده قرار داشت. و بازهم داستان به مقايسه زن ايراني با زن غربي ختم شد. او با اظهاراتي مانند: «تبعيضات جنسيتي مانع اصلي مشارکت زنان در بخش‌هاي دولتي است» و «به دليل نگرش‌هاي تبعيض‌آميز و مسئوليت‌هاي خانه‌داري، بسياري از زنان از دستيابي به مناصب انصراف مي‌دهند»و سخناني از اين دست، نقش حمايتي زن از خانواده را هم زير سوال برد و مسئوليت‌هاي خانه‌داري و مراقبت از فرزندان را از موانع مشارکت تأثيرگذار سياسي و اجتماعي زنان معرفي کرد.

با اين وجود حاصل استفسار تاريخ سياسي معاصر کشور، همواره آئينه تمام نماي حضور اجتماعي زنان در عرصه هاي مختلف مديريتي کشور بوده است. امثال مرضيه دباغ ـ بانوي مبارز سياسي پيش از انقلاب و نيروي زبده نظامي،سياسي، اجتماعي بدو انقلاب- در ايران کم نيستند.زنان سياس و مقتدر متعددي در پست هاي مهم مديريتي کشورحضور داشته اند که به واسطه شايستگي هايشان، نقش مهمي ايفا کرده اند،نه بر اساس بند (پ) و آشنايي و نسبت فاميلي با برخي اشخاص مهم. مانيفست زنان فعال سياسي و اجتماعي کشور ايران بر اساس کيفيت شکل گرفته است و نه کميت. اگر زني توانمندي و مهارت هاي لازم را داشته است به عرصه جامعه و سياست کشيده شده است.

گويي تنها دغدغه اين معاونت، اعتراض براي پايين بودن تعداد مديران زن در ساختارهاي حکومتي و بدنه دولت است. وقتي هنوز با همين تعداد بانويي که در عرصه سياست مشغول هستند هم نتوانسته ايد مشکلات عمده زنان ايراني را مرتفع کنيد، چه ضمانتي وجود دارد که با بالا رفتن تعداد زنان در مناصب سياسي، مسائل حل بشوند؟ مگر در سال گذشته و از ماه ها پيش از انتخابات مجلس شوراي اسلامي، تمام هم و غمتان براي بالا بردن کرسي زنان در مجلس نبود؟ اکنون که اين خواسته محقق شده و رکورد حضور زنان در مجلس در اين دوره زده شده است، پس چرا شدت مشکلات زنان بيشتر شده و غير از اينکه افراد غيرمتخصص و تعدادي هم کم تجربه به خانه ملت راه بيابند، چه دردي از شانه زنان ايراني برداشته شد؟ براي جديدترين اعتراضتان که درباره نرخ کمتر از ۳٪ حضور زنان در سطوح عالي و مياني است هم بهتر است ابتدا نيروهاي توانمند و آشنا به امور کشور تربيت کنيد و سپس داعيه دار بالابردن حضور زنان در قدرت باشيد تا  از چاله درنياييم و به چاه بيافتيم.

منبع طنين ياس

انتهاي پيام/1020ج

 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن