کد مطلب: 58605
تجمل گرايي سد راه تحقق اقتصاد مقاومتي
تاریخ انتشار : 1395/07/30 21:32:56
نمایش : 233
هجمه کالاهاي لوکس و تجملاتي در طول ساليان اخير به موضوعي جدي براي جامعه مبدل شده،معضلي که در نقطه مقابل سبک زندگي اسلامي و اقتصاد مقاومتيِ مورد تاکيد مقام معظم رهبري قرار دارد.

به گزارش مشکات برين، در ساليان نه چندان دور گذشته، اولويت خريد خانوارها مشمول ادوات و وسايل مورد نياز مي شد و در مرتبه بعدي اگر هزينه و دخل و خرج خانواده ها در شرايط مطلوبي قرار  داشت تهيه کالاهاي غير ضروري نيز مدنظر قرار مي گرفت.

 
اما در ساليان اخير،هجمه کالاهي لوکس و افزايش سرسام آور تبليغات،تغييراتي جدي را در اولويت گذاري هاي برخي خانوارها ايجاد کرده است و بعضا مشاهده مي شود در دايره رقابت ظاهري و چشم و هم چشمي هاي بي معنا، سير خريد کالاهاي غير ضروري و لوکس ، با شيبي تند رو به فروني رفته است.
 
در علم جامعه شناسي و مطالعات اجتماعي،از اين پديده تحت عنوان مصرف گرايي ياد مي شود، البته جامعه شناسان اين پديده و ناهنجاري رفتاري را صرفا و مطلقا،منحصر به ايران نمي دانند و به واقع از قرن نوزدهم به بعد،شاهد رشد فزاينده و تصاعدي جريان مصرف گرايي در کليت جهان هستيم که تنها تفاوت موجود، متناسب با فرهنگ حاکم بر جوامع به شدت و ضعف اين پديده در ميان عموم مردم  باز مي گردد.
 
در چنين شرايطي،توانمندي مالي فرد مطرح نيست، بلکه آنچه که در صدر و اولويت قرار مي گيرد معطوف به کشش ذهني فرد در فضاي مصرف گرايي است و بس،به واقع در اين عرصه احساس نياز واقعي،فرد را به سمت خريد سوق نمي دهد، بلکه زرق و برق کالا در رقابت داشتن و خريدن کالاهاي لوکس است که حرف نخست را مي زند و تعيين کننده نوع،شکل و ميزان خريد خواهد بود.
در چنين شرايطي،نبايد از نوع عملکرد و فعاليت توليد کنندگان نيز به سادگي گذشت،توزيع اقلام و محصولات بي کيفيت از تاکتيک هاي برخي از توليد کنندگان محسوب مي شود تا خريدار را مجددا مجاب به تهيه و خريد کالا نمايند.
 
به تعبيري مي توان گفت اصلي ترين هدف توليد کالاهاي بي دوام و بي کيفيت،کسب سود بيشتر در سايه مصرف گرايي و اسراف است.
 
مصطفي عبدالمجيدي خانزاده،جامعه شناس و آسيب شناس مسائل اجتماعي در گفتگو با خبرنگار گروه اجتماعي باشگاه خبرنگاران،در تشريح پيشينه و ريشه شکل گيري مصرف گرايي در جوامع عنوان کرد:با صنعتي شدن کشورهاي توسعه يافته،ميل به کسب سود و درآمد بيشتر به نحو فزاينده اي اوج گرفت و به تبع عموم مردم به عنوان بازار مصرف،در هدفگذاري کشورهاي مبتني بر نظام سرمايه داري،تعريف شدند و برنامه هاي بسياري براي جذب افکار عمومي به سمت خريد و تهيه کالاهاي توليدي لوکس و مصرفي تنظيم و طراحي شد.
 
وي افزود:فن تبليغات نيز به مدد اين جريان آمد و عرصه بگونه اي پيش رفت که در حال حاضر تبليغات،تعيين کننده نهايي فروش کالاها به شمار مي رود نه احساس نياز واقعي.
 
عدالمجيدي خانزاده گفت:به تبع چنين جرياني،حرص و ولع مردم براي ثروت اندوزي را تشديد مي کند زيرا برخي گمان مي کنند در اين رقابت مصرفي،عدم توانمندي مالي باعث بازماندن آنها از ديگران مي شود.
 
جامعه شناس و آسيب شناس مسائل اجتماعي عنوان کرد:در چنين شرايطي غلبه ثروت اندوزي بر نوع دوستي، همبستگي،اخلاق و نظام ارزشي را تحت الشعاع قرار مي دهد و استمرار و تشديد اين روند مي تواند جامعه را به مرز تباهي و اضمحلال بکشاند.
 
وقتي مصرف گرايي،منزلت اجتماعي را قرباني مي کند
 
برخي کارشناسان معتقدند،شيوع مصرف گرايي در موارد حاد به ذبح منزلت اجتماعي واقعي و انساني در جامعه منتهي مي شود زيرا در جامعه مصرف گرا،منزلت افراد با کالا و محصولاتي که تهيه و خريداري مي کنند سنجيده مي شود و به واقع گوشي همراه،خودرو،لباس هاي مارک،فريم عينک،برند،عطر،ادکلن،ويلا و…است که به انسان ارزش و قيمت مي بخشد.
 
حميد روزبهاني،جامعه شناس در اين خصوص مي گويد:بدون شک،برخورداري و استفاده از محصولات با کيفيت،خوش ساخت و زيبا براي همگان مطلوب و خوشايند است،اما زماني اين اصل به ناهنجاري مخرب مبدل مي شود که افراد،فراتر از نياز خود و در سايه تبليغات سنگين،در موج هيجاني،احساسي و زودگذر،نسبت به خريد محصولات و کالاهاي توليد و عرضه شده در جامعه مبادرت ورزند.
 
وي افزود:در چنين شرايطي،موج احساسات بر عقلانيت و منطق غلبه پيدا مي کند و اين تبليغات هستند که برخي افراد را همچون امواج قلطان به نقطه موردنظر خود سوق مي دهند.
 
مصرف گرايي،مسير تحقق سياست هاي مقاومتي را ناهموار مي سازد
 
کارشناسان معتقدند،مصرف گرايي با روح و نفس اقتصاد مقاومتي در تضاد است،زيرا تکيه اقتصاد مقاومتي بر بهره گيري از ظرفيت هاي  داخلي است،اما مصرف گرايي،جايي براي حمايت از توليد داخلي باقي نمي گذارد و در چنين عرصه اي تجملات و رقابت براي تصاحب مارک ها و برندهاي توليدي است که افراد را به تکاپوي خريد وا مي دارد.
 
چه بسيار افراد و گروه هايي که شبانه روز تلاش مي کنند،اما در نهايت هزينه کرد درآمدي خود را صرف امور حاشيه اي و فرعي مي کنند،آنچه که مي تواند در اين وادي به عنوان عنصر اصلاح گر به مدد اقتصاد مقاومتي بيايد،اصلاح الگوي مصرف در جامعه است.
 
برخي گمان مي کنند اقتصاد مقاومتي به معناي رياضت کشيدن و دشواري است، اما در واقع امر،اصل اساسي در اين عرصه به ظرفيت هاي دروني واتکاي به توليد داخلي معطوف مي شود و به تبع در چنين شرايطي،جامعه در حد نياز خود و نه بر اساس هيجانات به  تهيه اقلام ضروري مي پردازد.
 
نقش ارتقاي سواد رسانه اي،آموزش و فرهنگ سازي نيز در مقابله با مصرف گرايي بسيار حائز اهميت و خطير است،در چنين شرايطي افراد و گروه هاي اجتماعي خود را در برابر تبليغات پر زرق و برق رسانه ها،شبکه هاي ماهواره اي و…نمي بازند و تلاش مي کند در چارچوب متعارف خريد و هزينه کند.
 
پرهيز از افراط و تفريط از ارکان اصلي و حائز اهميت در تحقق اين امر خطير به شمار مي رود و به تبع در اين شرايط،جامعه نيز به نحو مطلوب و شايسته اي به سمت پيشرفت،توسعه و شکوفايي در ابعاد و عرصه هاي گوناگون اعم از اجتماعي،اقتصادي،فرهنگي و…گام بر مي دارد.
 
اميد آن مي رود در سالي که از سوي مقام معظم رهبري به اقتصاد مقاومتي،اقدام و عمل مزين شده،نهادهاي اجتماعي و فرهنگي در جامعه بستر و زمينه تحقق منويات و تاکيدات معظم له را به نحو شايسته اي،فراهم و هموار سازند که راز و رمز پويايي و بالندگي کشور در تحقق سياست هاي طراحي و ابلاغ شده در اين حوزه خلاصه مي شود و بدون ترديد ثمره حصول آن  در ابعاد گوناگون زندگي اجتماعي همچون حفظ آرامش ،جلوگيري از شکاف طبقاتي،حصول حداکثري عدالت اجتماعي،کاهش ناهنجاري ها و آسيب هاي اجتماعي قابل لمس خواهد بود.
منبع: باشگاه خبرنگاران


انتهاي پيام/1020ج
 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن